كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

44

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

الابصار لمعهء عالم‌افروز نُورٌ عَلى نُورٍ « 1 » وضوح و ظهور پذيرد . مصرع اول بود مقام كلام و دوم كتاب و چون امر ظهور و اظهار كه منوط و مربوط است به شعور و اشعار مصرع بىسخن بىسخن ميسر نيست نظم خط هر انديشه كه پيوسته‌اند * بر پر مرغان سخن بسته‌اند بىسخن آوازهء عالم نبود * اين همه گفتند و سخن كم نبود ناشران غرر منثور پايهء نثر را از نثره « 2 » گذرانيده صيت طنطنهء ان من البيان لسحرا در گنبد سپهر انداخته و ناظمان در منظوم رتبهء شعر به شعرى « 3 » رسانيده و لواء اعتلاء ان من الشعر لحكمة بر ذروهء عرش افتخار برافراخته‌اند . نظم بلبل عرشند سخن‌پروران * باز چه مانند به اين ديگران و سخنوران به عبارات دلاويز و هنرپروران به استعارات سحرانگيز در تدوين مؤلفات و تزيين مصنفات آثار يد بيضا نموده‌اند و ابواب امتنان بر ارباب معانى و بيان گشوده لطافت عبارت به جائى رسانيده‌اند مصرع كه قوت بشرى عاجز است از ادراكش و مهارت كتابت به آن‌جا انجاميده

--> ( 1 ) . سورة النور 25 ( 2 ) . نثره معانى مختلف دارد و از آن جمله است « نام دو ستاره از منازل قمر » ( منتهى الارب ) ( 3 ) . ستاره بسيار روشنى كه در آخر تابستان اول شب بر آسمان نمايان مىگردد و آن را شعراى يمانى نيز گويند در مقابل شعراى شامى كه نورش كمتر است .